جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

133

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

چرا از تاريخ شرق درباره ذهن شگفتى نپرسيده‌اى كه بر صاحب خود رنج و درد و براى ديگران نعمت و بركت به ارمغان آورد و در پيش پاى دوستان و دشمنانش ، راهى نو براى ابد گشود . . . ذهن مرد دانشمندى كه هر انگيزه و نتيجه‌اى را بررسى مىكرد و در كشف و روشن ساختن حقايق ، برطبق قواعد و نواميس مىكوشيد هوش فرزانه‌اى كه عميق و نكته‌سنج بود و در هر مطلبى غور مىنمود تا اعمال مردم را ، حتى آنچه را كه هنوز انجام نداده و در عالم فكر و خيال مىپرورانند به خوبى دريابد . . . هوش و انديشه‌اى خلاق كه مواهب عقلى را آن‌چنان دربرداشت كه بايد گفت : او تنها با علومى كه پس از وى در شرق به‌وجود آمد ، پيوند ندارد بلكه ريشه هر دانش و انديشه‌اى از اوست . * * * چرا در ميان عقول بشرى ، عقل نافذ و كاملى را كه ريشه بزرگترين حقيقت اجتماعى را پيش از هركسى دريافت نشناخته‌اى ؟ حقيقتى كه اصل و اساس همهء حقايق اجتماعى و عامل تركيب و تشكيل جامعه و گردش آن است . اين حقيقت بزرگ ، هم‌اكنون مورد بحث و بررسى دانشمندان محقق در شرق و غرب عالم است ، در صورتىكه هزار و چهارصدسال پيش ، به‌واسطه او درك و ارزيابى شده است . مقصود ما از اين حقيقت بزرگ ، بيان واقعيت استثمار انسان از انسان و روش‌ها و اسلوب‌هاى آن ، در دگرگون‌ساختن اصول طبيعت است كه گمراه‌ساختن مردم و بازداشتن آنان از درك حقايق ، از نتايج حتمى آن به‌شمار مىرود . . . هدف اين حقيقت بزرگ ، نشان‌دادن سستى منطقى است كه ثروتمندان براى استثمار بينوايان و طبقه حاكمه ، براى ربودن